بلافاصله صدای کف بلند شد و کلمات تشکر آمیزی از زبان همگان صادر شد به نشانه قدردانی. خود من هم از او تشکر کردم. بدجوری با تدبیری که کرده بود همه را ذوق زده و تحت تاثیر خود قرار داد.
جالب آنکه این شخص پدر عروس نبود. پدر عروس به رحمت خدا رفته بود.اما هرچه بود با هماهنگب قبلی با مادر عروس و خود عروس صورت گرفته بود. او دایی عروس بود.
تجربه یک عاقد : نگاه معامله گرانه در بازی مهریه را همیشه می توان دید.
نوشته شده توسط 1عاقد در دوشنبه 23 شهریور1388 ساعت 9:23 | |



