من در کنار صندلی عاقد یک صندلی قرار داده ام که پدر عروس برروی آن کناردستم می نشیند چون باید از او هم وکالت بگیرم. جایی برای پدر داماد نبود. شاید حدس زدید پدر داماد کجا می نشست؟! همان مردان نیم نشسته پدران دامادها بودند. یکی دوهفته پیش صندلی دیگری را گفتم کنار پدر عروس قرار دهند و روی صندلی ها هم بنویسند" پدر عروس" " پدر داماد". حالا دیگر از آن مردان نیم نشسته خبری نیست و با خیال راحت کنار من می نشینند. دو دسته گل هم فراهم کرده ام که اگر یکی یا هردو آنان فوت کرده اندبه جای آنان دسته گلی قرار دهند.
لابدفکر می کنید پس مادران عروس و داماد چه ؟! عرض می کنم. آنان تاب نشستن بر صندلی ندارند و بی تاب تدارک خوب مراسمند و آمد و شد می کنند و سرگرمند.
تجربه یک عاقد: برای پدرها و مادرها لحظه ای زیباتر از نشستن در کنار سفره عقد فرزندشان نیست و برای من نشستن در کنار آنها و درک حس عمیقشان از نزدیک.
نوشته شده توسط 1عاقد در پنجشنبه 29 مرداد1388 ساعت 10:35 | |



