" پس از ازدواج و در دوران عقد ، برای دختره خواستگار آمد بود پنهانی و قول داده بود برای بردن دختر به خارج و سخن گفته بود از مال و اموال فراوانش. به طمع افتاده بودند . مادر عروس روزی به من گفت : باید بیایی برویم دادگاه و توافقی از هم جدا شویم... شاخ در آوردم. مسئله را که پیگیری کردم موضوع را فهمیدم. لج کردم و گفتم طلاق نمی دم. چندروز بعد احضاریه آمد که دختر مهریه اش را به اجرا گذاشته...
چندوقت طول کشید تا من بالاخره تن دادم به طلاق دختری که همسر من نمی شد در این زندگی.
پسر که شغل و درآمد ساده ای دارد گفت : چهار میلیون طلا ، بازپرداخت ۲ میلیون وام ازدواج، یک میلیون لباس و غیره و دو میلیون پول نقد به آنها دادم و با ۹ میلیون تومان ضرر پیش از شروع زندگی با دختری که در دوران عقد به من خیانت کرد ، راه خیانتهای بعدی را بستم .
مرد این جمله را هم طوری ادا کرد که خشنودیش را عیان می کرد : ازدواجش هم با آن پسر سر نگرفت.
تجربه یک عاقد : برای دختری که به عقد کسی در آمده باشد خواستگار نمی آمد... الان می بینید که می آید...
نوشته شده توسط 1عاقد در پنجشنبه 15 بهمن1388 ساعت 9:14 | |



