تبليغاتX
خاطرات یک عاقد
صندلی های کنار من با دو نوشته بر سرشان جایگاه ویژه ای شده اند برای " پدر عروس " و " پدر داماد " . چند روز پیش که برای خطبه عقد وارد اتاق شدم مردی با موهای ریخته بر صندلی پدر عروس نشسته بود.

از او اجازه گرفتم تا دخترش را به عقد داماد در آورم. اجازه داد. گفتم :پدرداماد کجا هستند؟ گفت خودمم.  مرد ، هم پدر عروس بود و هم پدر داماد.

خطبه را خواندم و از سالن خارج شدم .....

سالها پیش وقتی برادرش که دختر کوچکی داشت بر اثر تصادف رانندگی جان سپرد ، خانواده او را که زن و دو پسر داشت واداشتند تا زن برادر فوت شده را به عقد خود درآورد. مرد از آن پس دو خانواده داشت در دو خانه جدا. حالا هم از زن قبلی برادر ، پسری دارد و از زن اول دختری دیگر.

حالا دختر برادر که عمویش سرپرستش بود با پسر عمویش که پسر پدرش هم هست ازدواج می کند و در مراسم او دو مادر که هووی همدیگر هم هستند ، در کنار یک دیگر نشسته اند.

مرد ریخته موی هم پدر عروس بود ، هم پدر داماد...

تجربه یک عاقد : ازدواج همزمان پسر کسی با دختر خوانده اش می تواند شادی مضاعف بیافریند.


نوشته شده توسط 1عاقد در سه شنبه 13 بهمن1388 ساعت 12:58 | |