تبليغاتX
خاطرات یک عاقد

زوج جوان در برابر من نشسته بودند. جوانانه شرمی برچهره داشتند. دختر گوشه لب می گزید ، مرد جوان سخنگو بود و گفت که زندگیشان را پس از عقد و پیش از ازدواج رسمی شروع کرده اند. منظورشان برقراری رابطه زناشویی بود . حالا مانده بودند که چه کنند؟ نوروز آینده مراسم عروسیشان برپا می شد و بیم آن داشتند که این مسئله کار دستشان بدهد.

تجربه یک عاقد: ترس برخی از زبان مردم است که نساخته می سازد و ناکرده می تراشد.


نوشته شده توسط 1عاقد در چهارشنبه 7 بهمن1388 ساعت 9:36 | |